این روزها این شعر نیما در ذهنم تداعی می شود:
آی آدمها، که در ساحل نشسته شاد و خندانید، یک نفر در آب دارد می سپارد جان یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید...یک نفر در آب دارد می کند بیهوده جان، قربان. آی آدمها که در ساحل بساط دلگشا دارید، نان به سفره جامه تان بر تن، یک نفر در آب می خواهد شما را موج سنگین را به دست خسته می کوبد...
تصاویری که از فاجعه ی سیل در کشور همسایه مان پاکستان بر روی خبرگزاری ها دیده می شود دل هر بیننده ای را به درد می آورد. اوضاع خیلی وخیم تر از آن است که فکرش را می کنیم. به دلایل شخصی خیلی مایل نبودم در مورد پاکستان مطلبی بنویسم اما جماعت ایرانی همیشه نشان داده است در مواقع بحرانی دست نیازمندان دنیا را گرفته است. بیایید لحظه ای خودمان را به جای آن مردم قرار دهیم..! کمی فکر کنیم. شاید این بلا روزی برای ما اتفاق بیفتد! برای کمک هیچ گاه دیر نیست. چادرهای هلال احمر در خیابان های شهرها آماده ی دریافت کمک هایمان هستند. امروز زمان آزمایش است. به تبعیت از مولای غریبمان که این ایام اسیر فتنه ی شقی ترین خاکیان گردیده است دست فتاده ای را بگیریم.. یا علی.

